all things
     
 

 

دوست داشتم

 
شنبه ٦ بهمن ،۱۳۸٦

دوست داشتم زاغكي بودم خالي از معناي عشق
دوست داشتم  كسي بودم اندر وادي عشق
دوست داشتم رها بودم از كمند هر چه دل
دوست داشتم پايي نمي گذاشتم من در غريب سراي  گِل
دوست داشتم در ياد نمي داشتم من دوست داشتن را
دوست داشتم هرگز دوست نمي داشتم من از اول مهربان را
دوست داشتم قاصدك بودم در كف باد مست
دوست داشتم مرهمي بودم بردلي كه گشته خالي از هست
دوست داشتم گلي بودم بي خار در باغ دوستي
دوست داشتم نبودم تيغي كه برگيرم ازعشق پوستي
دوست داشتم نسيمي بودم در پيچش موي دوست
دوست داشتم تا كه نگويم هرچه درد دارم من از اوست
دوست داشتم خالي بر گونه اي بودم
دوست داشتم نجواي شبانه اي بودم
دوست داشتم نگيني بر انگشتري بودم
دوست داشتم يا كه تسبيح بر سجاده اي بودم
دوست داشتم شرح فراغم همه رويا بود
دوست داشتم آسمان دوستي بي انتها بود
دوست داشتم نغمه اي نغز بودم در منقار
دوست داشتم جريان رودي بودم بيرون از غار
دوست داشتم سبزينه برگي نو رس بودم
دوست داشتم پختگي ميوه اي نارس بودم
دوست داشتم مهرباني كودكي بودم
دوست داشتم بغض ني لبكي بودم
دوست داشتم ترنم سبز باران بودم
دوست داشتم ريزش زيباي آبشاران بودم
دوست داشتم ايكاش هرگز عاشق نبودم من
دوست داشتم اما مهربان بود همدم من
 
  لینک دائم


 

تو

 
شنبه ٦ بهمن ،۱۳۸٦

تو همیشه به من یاد دادی که آدم باید بعد از تموم شدن یه رابطه به سرعت یه رابطه دیگه رو شروع کنه

پس چی شد ؟؟؟ چرا گذاشتی که تنها بمونی؟؟؟

تو که میگفتی اینکار اشتباهه !!!

پس چرا شروع نمی کنی؟؟؟

چرا میذاری تنها بمونی که اینهمه اذیت بشی؟؟؟

من که نتونستم ولی امیدوارم که تو بتونی...

مطمئن باش که کسی پیدا میشه که خیلی خیلی بهتر از من  لوست کنه ...

من که پیدا نکردم...

و بتونه اونی باشه که تو میخوای...

من که هیچ کس نتونست و نمی تونه برام مثل تو بشه...

پس شروع کن...

نذار که تنها باشی نمیخوام بشنوم که بگی من خیلی تنهام...

من نامرد نیستم ...

من مثل بقیه پسرها نیستم و ............

من میترسم...

ترس یه بهانستت...

و میترسم فراره ...

فرار از واقعیتی که داره منو دیوونم می کنه و به گلوم بد جوری فشار میاره...

امیدوارم که ترست از بین بره و بتونی اون چیزی رو که دلت میخواد  از نو شروع کنی...

و دیگه از هیچ چیز نترسی...

 
  لینک دائم

saeed





وبلاگ فارسی
اخبار ایران

feed